حُسن تعلیل: آوردن دلیل شاعرانه و خیالی بهجای دلیل واقعی. مثال: گل از شرم روی تو سرخ شده است.
استعاره: بهکار بردن یک واژه بهجای واژهای دیگه به دلیل شباهت. مثال: شیر وارد میدان شد. <شیر استعاره از انسان شجاع>
ماه وارد کلاس شد. <ماه استعاره از انسان زیبارو> چون ماه به زیبایی معروفه و به آدم زیبا تشبیه شده.
روباه مکار وارد اتاق شد. <روباه استعاره از انسان حیلهگر و فریبکار> چون روباه نماد مکر و حیله ست.
حسآمیزی: آمیختن یا ترکیب دو حس مختلف. مثال: صدای گرم <شنوایی + لامسه>
حذف به قرینه لفظی: حذف یک کلمه که از کلمات قبل یا بعد قابل فهم است. مثال: علی به مدرسه رفت و حسن به خانه. <رفت حذف شده>
حذف به قرینه معنوی: یک کلمه یا عبارت از جمله حذف شده، ولی ما از مفهوم جمله میفهمیم چه چیزی حذف شده. مثال: هوا سرد است. <پس لباس گرم بپوش>
معلم گفت: همه ساکت!
در واقع منظورش اینه: <همه ساکت باشید!> کلمه <باشید> حذف شده و از معنی جمله متوجهش میشیم.
همپایهساز: واژهای که دو یا چند کلمه یا جمله را به هم وصل میکنه. مثال: علی و رضا آمدند.
کم درس خواندم اما خسته شدم.
همپایهسازها: و، یا، اما، ولی، بلکه