عرشیامرادی خانقاهی

زبان انگلیسی نهم.

لطفا تو رو خدا یک speaking در مورد at the air port بگید برام ممنون به انگلیسی

جواب ها

حورا ایمانی

زبان انگلیسی نهم

قول میدی که بهم تاج بدی؟ چون که خیلی برای فکر کردن و نوشتن زمان زیادی رو صرف کردم و اگه نیاز به ترجمه فارسیش هم داری بفرما Speaking Assignment: At the Airport (Clears throat, smiles nervously) 'Hi everyone. Today, I want to talk about being at the airport. It’s a place that always makes me feel a little bit excited and a little bit… nervous, I guess? When you first get there, it’s usually really busy. There are so many people rushing around, pulling suitcases, and talking on their phones. It can be a bit loud! The first thing we usually do is check in. You have to show your passport and your ticket, and they give you your boarding pass. That’s when you know it’s real – you’re actually going somewhere! Then comes the security check. This part is always a bit of a challenge. You have to take off your jacket, empty your pockets, and put your bag and everything on a conveyor belt to go through the scanner. Sometimes they ask you to take off your shoes too. It’s important to follow the rules here so everything goes smoothly. After security, you’re in the main part of the airport, which is like a small city. There are shops selling souvenirs, electronics, and snacks. There are also restaurants and cafes. I always like to look around, but I try not to spend too much money! You also have to find your departure gate. They announce which gate your flight will be leaving from, and you have to walk there. Sometimes the gates are really far away, so you have to walk fast or even take a little train inside the airport. Waiting at the gate is the final part. You sit there, watch the planes take off and land – which is really cool, by the way – and wait for them to call your row to board the plane. When they finally say, 'Flight XXX is now boarding,' that’s the best feeling! You get up, get your bag, and walk onto the plane. Being at the airport is like the start of an adventure. It’s a mix of excitement, a little bit of stress, and a lot of anticipation for the trip ahead. It’s a place where the world feels both big and small at the same time. متن به فارسی (برای درک بهتر شما): «سلام به همگی. امروز می‌خوام در مورد بودن توی فرودگاه صحبت کنم. فرودگاه جاییه که همیشه هم حس هیجان به آدم میده و هم یه کم... راستش یه کوچولو هم استرس دارم! وقتی آدم برای اولین بار وارد میشه، معمولاً خیلی شلوغه. کلی آدم این‌ور و اون‌ور می‌دوند، چمدون می‌کشن و با گوشی حرف می‌زنن. یه خرده سر و صدا زیاده! اولین کاری که معمولاً انجام می‌دیم اینه که 'چک‌این' (تحویل بار) کنیم. باید پاسپورت و بلیت رو نشون بدیم و اونا هم کارت پرواز رو بهمون میدن. همون لحظه‌ست که آدم می‌فهمه جدی جدی داره میره یه جای دیگه! بعدش نوبتِ بازرسی امنیتی می‌رسه. این قسمت همیشه یه کم چالش‌برانگیزه. باید کاپشن رو در بیاری، جیب‌هات رو خالی کنی و کیف و بقیه وسایل رو بذاری روی نقاله تا از اسکنر رد بشه. گاهی اوقات هم ازت می‌خوان که کفش‌هات رو در بیاری. خیلی مهمه که اونجا به قوانین دقت کنی تا کارها سریع‌تر پیش بره. بعد از بازرسی، وارد سالن اصلی می‌شی که مثل یه شهر کوچیکه. پر از مغازه‌ست که سوغاتی، وسایل الکترونیکی و تنقلات می‌فروشن. رستوران و کافی‌شاپ هم هست. من همیشه دوست دارم یه دوری بزنم، ولی سعی می‌کنم زیاد پول خرج نکنم! بعدش باید 'گیت پرواز' رو پیدا کنی. اونا اعلام می‌کنن که پروازت از کدوم گیت انجام میشه و باید بری اونجا. گاهی گیت‌ها خیلی دورن، برای همین باید تند راه بری یا حتی سوار قطارهای کوچیکِ داخل فرودگاه بشی. انتظار کشیدن توی گیت، مرحله آخره. می‌شینی اونجا، بلند شدن و نشستن هواپیماها رو تماشا می‌کنی (که اتفاقاً خیلی صحنه باحالیه) و منتظر می‌مونی تا شماره ردیف صندلی‌ت رو بخونن که سوار هواپیما بشی. وقتی بالاخره میگن «پرواز شماره فلان آماده سوار شدنه»، این بهترین حس دنیاست! بلند میشی، کیفت رو برمی‌داری و میری سمت هواپیما. کلاً بودن توی فرودگاه مثل شروع یه ماجراجوییه. ترکیبی از هیجان، یه کم استرس و کلی انتظار برای سفری که در پیش داری. فرودگاه جاییه که دنیا هم خیلی بزرگ به نظر میرسه و هم خیلی کوچیک. ممنون که به حرفام گوش دادین.»

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن