منم .
وایی امروز خیلی بد بود
ما مدرسمون قبل پادگان نظامی یعنی معلمامون رو گفتن برن من با دوستم حیاط بودیم وقتی فهمیدیم رفتیم بالا داد زدیم فرار کنین برین زدن .
یه دفعه آژیر کشیده شد رفتیم حیاط همه رفتیم جلو در گوشی هم کسی نمیداد خطاا نمیگرفت منم تتا حالا تنها نرفتم خونه رفتیم جلو در یه ژنه جلو در بود سرایدار بعد نمیزاشتن حلش دادیم در رو باز کردیم مامانا هم اومدن بعضی هاشون حل دادن گفتن فرار کنین برین فقط منم با دوستام رفتیم خونمون از اونور مامان و بابام اومدن دنبالم من اومدم خونه اونا اومدن خلاصه نمیدونم قرار چی بشه ..