P....a

نگارش هفتم.

یک انشای که در آن کلمه های، امام خمینی ،سده،زمستان،ریانه

جواب ها

Elahe

نگارش هفتم

**زمستان: آغوش سردی که دل‌ها را گرم می‌کند* فصل‌ها می‌آیند و می‌روند، هر کدام با رنگ و بویی خاص، اما زمستان... زمستان قصه‌ای دیگر دارد. وقتی اولین دانه‌های برف از آسمان سرد و خاکستری شروع به باریدن می‌کنند، انگار دنیا نقاشی می‌شود با قلم‌موهایی از سکوت و پاکی. هوا بوی تازگی می‌دهد، بوی خاک نم‌خورده و آرامشی که در لایه‌های ضخیم ابر پنهان شده است. کنار پنجره می‌نشینم، بخار نفس‌هایم روی شیشه سرد نقش می‌بندد و منظره بیرون، پرده‌ای سپید و آرام است. درختان عریان، انگار قصه‌هایی از روزهای پرباران و تابستان‌های گرم را در سکوت شبنم‌زده زمستان نجوا می‌کنند. صدای باد که لابه‌لای شاخه‌ها می‌پیچد، گویی آواز غمگین پرندگانی است که به خانه‌های گرمشان پناه برده‌اند. اما در دل همین سرما، گرمایی نهفته است؛ گرمای کرسی مادربزرگ، عطر چای تازه دم، و صدای خنده‌هایی که دور هم جمع شده‌اند. زمستان وقتِ خود بودن است. وقتِ ورق زدن آلبوم خاطرات، وقتِ خواندن کتاب‌هایی که مدت‌هاست روی میز مانده‌اند، و وقتِ فکر کردن به رویاهایی که در هیاهوی روزها گم شده‌اند. برف که می‌بارد، گویی تمام سر و صداهای دنیا خاموش می‌شود و تنها صدای قلبمان را می‌شنویم. این سکوت، نه از سر تنهایی، بلکه از سر آرامش است؛ آرامشی که به روح، اجازه پرواز می‌دهد. حسِ حسرتِ روزهای بلند و آفتابی با دیدنِ برف، کمتر می‌شود. زمستان با سرمایش، دل‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند. شانه به شانه شدن در سرمای بیرون، گرفتن دست‌های سرد یکدیگر، و به اشتراک گذاشتنِ گرمای وجود، زیباترین حسِ دنیای زمستان است. شاید زمستان فصلِ انتظار باشد، انتظارِ بهار، اما در همین انتظار است که معنای زندگی، در نهایتِ سادگی، خودش را نشان می‌دهد. این آغوش سردِ زمستان، که همه چیز را سفید و یکرنگ می‌کند، در واقع دل‌هایمان را به گرمیِ واقعیِ انسانیت دعوت می‌کند. معرکه یادت نره و اگر نه گزارش میدم

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام