به آب و هوایت که فکر میکنم چهار فصل است. در همه فصلها میشود فصلهای دیگر را در شهرهای مختلف یافت؛ در زمستان، جنوبت، بوی بهار میدهد و تابستان که میشود، روستاهای کوهستانیات، خنکای زمستان را در بر دارد.
زمین حاصلخیزت، گوهرخیز است. آبهای زلالت، خونی است که در رگهای زمین میجوشد و پاک میکند آن را از هر چه ناپاکی است.
استواری و عظمت کوههایت و آنچه در درون خویش نهان کردهاند، ستودنی است. معادن طلا، سنگ، گچ و… و البته غارهایی که در دامنهها و شیبها پیدا میشوند و فراز و نشیبهای تاریخ را برایمان حکایت میکنند، همه و همه بر عزت و فرهنگت ارزش میبخشند.
ایران عزیز! از تو سخن میگویم. تو که از وقتی قدم از قدم برداشتم، پایم بر زمین محکم تو قرار گرفت. سختی زمینت، اعتماد به نفسم را تقویت کرد برای قدم برداشتن، برای دویدن، برای پیشرفت.
ایران! وطن دوستداشتنیم از تو سخن میگویم، تو که تمدنی کهن، فرهنگی غنی و پیشینهای به وسعت تاریخ در نهان داری، تو که در آغوشت، مردان غیور و زنان دلیری پرورش یافتند که از جان عزیز خویش گذشتند تا پرچم سه رنگت سرافراز و سربلند بماند: سبز، سفید، قرمز.
از همان روزها که مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار گرفتی حرف
میزنم. میخواستند هویتت، امنیتت، ذخایر غنیات، دانشت، مردمانت و هر آنچه که تو را ایران میکرد از تو بگیرند. اما تو آنقدرها هم که فکر میکردند ضعیف و بدون پشتوانه نبودی، فرزندانی را در خود جای داده بودی که با تمام توان از تو محافظت کردند، علمشان در دنیا درخشید، قدرت نظامیشان ترس بر جان دشمنان انداخت و تعصب و غیرت ایرانیشان وادارشان کرد به عقبنشینی و سکوت.
و البته بالاتر از همه اینها، خداوند یگانه بیهمتا، همان که کوه و دشت و بیابان و دریا و این مردمان را در تو خلق کرد، همان که اینهمه نعمت به تو ـ ایران عزیز ـ بخشید و همان که نامت را در جهان مطرح کرد، حافظ تو سرزمین زیبا و باعظمت بوده و هست.
سربلند و جاوید بمانی ایران باشکوه!
یه معرکه به ما نمیرسه؟😁