عابدی شب زنده داری بود
سیاستمداری آگاه بود
و مثل مردم در خانه ای کوچک زندگی می کرد
وقتی بچه ای گریه میکرد بسیار ناراحت می شد
و وقتی درباره ی امامان صحبت می کردند اشک از چشمانشان جاری می شد
تاجج
شب زنده دار
مهربان
با شنیدن صدای گریه کودک ناراحت میشد
با شنیدن نام امام حسین اشک از گوشه چشمش جاری میشد
ظلم نمیکرد و نمیزاشت کسی در حقش ظلم کنه میگفت آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه
سه چهار تا کافیه
بچه ها می دونستید خمینی اصلا خونه ای اجاره ای زنگی نمی کرد و پش همون خونه اجاره ای یه کاخ بود که توی اون می زیست و فقط برای قرار های ملاقاتش میومد اون خونه 😪