بیتهای بالا از حکایات و مثنویات سعدی است و داستانی آموزنده دارد. داستان یک شخصیتی است که مقداری دانش نجوم دارد، اما به دلیل تکبر و خودبینی فکر میکند که خیلی دانا و باهوش است. وقتی به حضور دانشمندی واقعی میرسد که خردورز و فروتن است، نمیتواند از او چیزی یاد بگیرد چرا که خیلی مغرور است. دانشمند به او توصیه میکند که ابتدا باید از تکبر و خودخواهی خود خالی شود تا بتواند معنا و دانش واقعی را دریافت کند. این شعر به ما یادآوری میکند که فروتنی و تواضع برای یادگیری و پیشرفت در دانش ضروری است و اینکه تکبر و خودخواهی مانع رشد ذهنی و فهمیدن حقیقتها میشود.