این شعر از حافظ شیرازی است. در کل، شاعر میگوید که با عشق و احترام، حتی درد و زهر را هم میپذیرد، چون میداند که این درد و زهر، در واقع، داروی شفابخش او هستند و از طرفِ معشوق (خداوند یا یک عشق زمینی) به او رسیدهاند.
* **'به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است'**: یعنی با لذت و شیرینی، زهر را مینوشم، چون میدانم این زهر از طرفِ کسی که نوشیدنیها را به من میدهد (ساقی که نمادی از خداوند یا عشق است) آمده است.
* **'به ارادت بکشم درد که درمان هم ار او ست'**: یعنی با احترام و خاشعانه، درد را تحمل میکنم، چون میدانم این درد در واقع، درمانِ من است و از همان کسی به من رسیده که درد را داده است.