_ابر ز من حامل سرمایه شد/ باغ ز من صاحب پیرایه شد.
۱ سرمایه استعاره به قطرات باران
۲ پیرایه استعاره به گل و گیاهان
_چون بگشایم ز سر مو شکن /ماه ببیند رخ خود را به من
۳ مو استعاره آب چشمه
۴ شکن استعاره موج
_گفت در این معرکه یکتا منم/تاج سر گلبن و صحرا منم
۵ معرکه استعاره به عناصر خلقت و موجودات