این هست رپی که من درست کردم با کلمات
از بچه گی یاد گرفتم که تنها باشم
حتی اگه زمین خوردم خودم تنها پاشم
توی کانون گرم خانواده نبودم
چون که ننه بابا بالا سرم نبودن
خدا بیامرز آقام میومد مدرسه
مدیر میگفت پسرت چرا اینقدر دپرسه
آقام میگفت این با بقیه خیلی فرق داشت
خیلی بچه بود ولی بزرگ بودن حرفاش
همه چیز خوب بود که آقام فوت کرد
ممد بچه بود
بد کپ کرد
اره حال و روز من خیلی داغون بود
بغض گریه های شبانه مم با خون بود
اصلا تا چند روز غذا نمیخوردم
اره دیگه من خیلی درد کشیدم
از بچگی مزه فقر چشیدم