1. الف) کرم ورزد آن سر که مغزی دراوست که دون همچنانند مغز و پوست
- معنی: فرد دانا و عاقل درون خود کرامت و بزرگواری دارد، ولی افراد پست و نادان مانند مغز و پوست تفاوت چندانی ندارند.
ب) امیر از آن جهان آمده به خیمه فرود آمد و جامه بگردانید
- معنی: فرماندهای از دنیایی دیگر آمده و به خیمهای وارد شده و لباسش را تغییر داده است (اشاره به تغییر وضعیت یا مکان).
پ) چون شیر به خود سپه شکن باش فرزند خمال خویشتن باش
- معنی: مانند شیر، خودت باید در جنگها پیروز باشی و تلاشگر باشی بدون تکیه بر دستاوردهای پدران.
ت) مردمی که به خانه های تاریک و بی در روزنه عادت کرده اند، این زده های باز و نورگیر عزیزان هستند
- معنی: افرادی که به تاریکی و وضعیت بسته و بدون راه روشن عادت کردهاند، باز و نورگیر و با دید وسیع بسیار ارزشمند هستند.