امان؛از دلبری های باران پس از مدت ها صبرپس از مدتها انتظارآمد تا خاک رابه جان بفشاند و صدایش قلب عاشقان رابه جدال بطلبدوفکرشان رابه همنشینی باعشق دعوت کند... و قلب سرد مرا وآنرا به آتش بکشد:)! آنقدر دلبری کردتا قلب خاکستری ام رنگ بگیرد و آرزو کنم،اندکی قدم زدن زیر باران را،تنهایِ تنها، بی هوی دنیا، همسوی رویا بی قلب عاشق بیفکر عاقل،باروحی عایل:)... ! راه بروم،آنقدر که توان از کف بدهم و قطرات شوقش نم باران ابرهایم و روح رنجورم را به آغوش بکشند...و تنها؛من باشم و ابرها و خدایی که در این نزدیکیست:)

جواب ها

سلام بسیار قشنگه و با یک روخوانی قشنگ ادمو میبره تو حس🤌
متوسل405

نگارش دهم

چه خوشگله و خوبه این متنه واقعا معنایه خوبی داره افری ب ت دختر🤍
ִֶָSintia

نگارش دهم

ایولا چه قلمی داریننننن شما یاد متنای H28 افتادم

سوالات مشابه