۱.ابتلا در لغت به معنای امتحان است و در اصطلاح دینی به معنای قرار دادن در شرایط و موقعیتی است که صفات درونی خود را بروز دهد و درستی یا نادرستی آنچه را که ادعا کرده است مشخص سازد. میان امتحان الهی و امتحان بشری تفاوت بسیاری است. ما انسانها غالباً از حقیقت درون افراد بیخبر هستیم و میکوشیم تا از طریق امتحان کردن آنها به آگاهی لازم برسیم؛ ولی امتحان خداوند علیم برای آگاه شدن از درون افراد نیست بلکه برای ثمر دادن و به ظهور رساندن استعدادها و نشان دادن تمایلات درونی افراد است. آیة مربوط به این سنت «کل نفس ذائقة الموت و نبلوکم بالشر و الخیر فتنة»
۲. وقتی انبیاء مردم را به دین الهی فرامیخوانند، مردم در برابر این دعوت دو دسته میشوند: دستهای به ندای حقیقت پاسخ مثبت میدهند و دستهای لجاجت ورزیده و در مقابل حق میایستند؛ خداوند نیز سنت و قانون خود را بر این قرار داده که هر کس، هر کدام از این دو راه را برگزیند، بتواند از همین امکاناتی که خدا در اختیارش قرار داده (مانند قدرت ارادة توان جسمی و فکری و ...) استفاده کند تا در همان مسیری که انتخاب کرده است به پیش رود و باطن خود را آشکار کند؛ بنابراین روی آوردن دنیا و لذتهای دنیوی به برخی انسانهای گناهکار، نشانة لطف خداوند به آنها نیست. آیة «کلا نمد هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربک و ما کان عطاء ربک مخطوراً»
۳.خداوند برای انسانی که به دام گناه میافتد، شرایطی را فراهم میکند که بتواند توبه کند و از گناه دوری نماید؛ حتی اگر بارها گناه کرد و توبه نمود، باز هم خداوند از گناه او میگذرد. اما اگر کسانی چنان در گناه و باطل پیش روند که از کار خود خرسند باشند و با حق دشمنی و لجاجت ورزند، خداوند به آنها فرصتی میدهد و بر امکانات و نعمتهای آنان میافزاید؛ آنها این فرصت و نعمتها را وسیلة غوطهور شدن در گناهان قرار میدهند، بهطوری که اگر در ابتدا، اندک امیدی وجود داشت که نور حق در دلشان بتابد، به تدرجی چنین امیدی بر باد رفته و به شقاوت ابدی گرفتار میشوند؛ این سنت از جمله سنتهای حاکم بر زندگی معاندان و غرقشدگان در گناه است. «والذین کذبوا بآیاتان سنستدرجهم من حیث لایعلمون و املی لهم ان کیدی متین»
5.این سنت اشاره بر این دارد که اگر کار نیک یا بدی انجام بدی بر اینده انسان تاثیر میگذارد برای مثال افرادی که نیمی میکنند از افرادی که بد هستند عمر بیشتری دارند.
معرکه یادت نره✨