zeinab.y

فارسی هشتم.

بچه ها یک انشا می‌خوام توصیف بهار از نظر یک درخت کهن سال بچه ها سریع ترو خدا😭😭😭😭😭😭😭

جواب ها

yekta

فارسی هشتم

--- من یک درخت کهن‌سال هستم که سال‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌ام. هر سال فصل‌های مختلف را دیده‌ام، اما هیچ فصلی برای من مثل بهار نیست. وقتی زمستان تمام می‌شود و هوا کم‌کم گرم‌تر می‌شود، من از خواب طولانی خود بیدار می‌شوم. ریشه‌هایم در خاک حرکت می‌کنند و آب بیشتری می‌نوشند. کم‌کم احساس می‌کنم که در تنه و شاخه‌هایم زندگی دوباره جریان پیدا کرده است. در بهار، جوانه‌های کوچکی روی شاخه‌هایم ظاهر می‌شوند. من با دیدن آن‌ها خوشحال می‌شوم، چون می‌دانم دوباره برگ‌هایم رشد می‌کنند و من سبز می‌شوم. پرنده‌ها باز هم روی شاخه‌هایم لانه می‌سازند و صدای آوازشان مرا شاد می‌کند. باد بهاری آرام از بین برگ‌هایم عبور می‌کند و من حس می‌کنم تازه شده‌ام. باران‌های بهاری برای من مثل یک دوش تازه‌کننده است. قطره‌های ریز باران روی تنه و برگ‌هایم می‌نشینند و مرا تمیز و سرحال می‌کنند. در این فصل احساس می‌کنم جوان‌تر شده‌ام، هرچند که سال‌های زیادی از عمرم گذشته است. بهار برای من یعنی شروع دوباره. یعنی زندگی، رشد و امید. من هر سال منتظر بهار هستم، چون در این فصل دوباره زنده می‌شوم و جهان اطرافم زیباتر می‌شود. --- معرکه میدی؟

سوالات مشابه