بیاید خاطره بگیم از مدرسه
مثلا منو دوستم یه بار اجازه گرفتیم بریم نماز بخونیم اما چون وضو نداشتیم رفتیم وضو بگیریم من آب پاشیدم رو دوستم اونم رو من و این داستان ادامه پیدا کرد تا زمانی که معلم از تو کلاس ما رو دید و خیلی بد سد دوستم آدمادگی دفاعیش رو شد ۱۲ ولی من یه منفی خوردم تو دفتر مدیرمونننن
اوووه من هزار تا خاطره دارم یکبار اب بازی کردیم تو مدرسه همه جا رو خیس حردیم حتی کلاسارو ولی مدیرمون انقدر پایه بود نه تنها تنبیه نکرد مارو بلکه یه بستنی بچه های کلاس مارو مهمون کرد 😂😂
سلام
اول ابتدایی بودم
۲ نفر داشتن زیر نیمکت حرف میزدن منم کله هردوتاشون رو گرفتم زدم به هم
متاسفانه از معاون یک چک خوردم 😄
لامصب نمیگفت چرا این اول ابتدایی رو بزنم😑
البته خونریزی بدی شد.......