۱)میان سفر، بین سفر
فکر ،آگاهی
بشین
۲)هیچ شا که ی کوچکی بدون ریشه قوی نمیشود
جهان را فرصتی برای رویارویی با حق بدان
یادم هست که در زمان کودکی عبادت کننده و شب زنده دار بودم
خدایا قدرتی بده که در راه تو جان خود را فدا کنیم
از پا افتاد وار ناتوانی زد زیر گریه
۳)نهاد= کودکان
متمم= بالم
مفعول= پرها
فعل= شکستند
۴)غلط
خیلی زحمت کشیدم لطفاً معرکه بده🥺