تماشاگهی: تماشا گهی رونمیدونم چی بگم:) ولی تماشا: تماشا کردن منظره لذت بخش بود.
اندیشیدن: اندیشیدن در مورد اتافاق اطراف کار درستی است.
پیش روی ما: در زندگی اتفاقات متفاوتی پیش روی ما هست.
کنارشان: پرنده ها در کنارشان چند شاخه بود.
معرکه؟
تماشاگهی:من تماشاگهی طبیعت را دوست دارم.
اندیشیدن:برای من اندیشیدن در هر کاری مهم است.
پیش روی ما:دوستم پیش روی ما قرار دارد.
کنارشان:من دوستانم و کنارشان بودن را دوست دارم.