آمدم میشه تصدیق
اینه آت دانی چرا میشه تصور چون جمله تموم نشده
ای کاروان تصور میشه چون امر کرده
اولین فصل سال تصور
نه هر که قامت تصدیق
بشنو از نی میشه تصور امر کرده
ترک شیرازی میشه تصور
صبر کلید گشایش میشه تصور
گندم از گندم تصدیق
شاعر شیرین سخن تصور
دوتای اخری رو شکگ دارم