معنی مرصاد در لغتنامه دهخدا:
راه. طریق. راه فراخ. راهی که در او نگاهبان باشد. دیدهگاه. دیدهگه. رصدگاه. جای دیده بان. گذرگاه. راه نظرگاه. جایی که ملاحظ و مراقب کسی باشند: ان ربک لبالمرصاد. (قرآن ۱۴/۸۹)؛ همانا خدای تو در گذرگاهست.
معنی مرصاد در فرهنگ معین:
کمینگاه، رصدخانه.
معنی مرصاد در فرهنگ فارسی عمید:
راه، گذرگاه. کمینگاه. جای دیدهبان