دو دوست با هم از بیابان عبور می کردند.یکی از آنها بر چهره ی دیگری سیلی زد.او روی شن ها نوشت:(( امروز بهترین دوستم بر چهره ام سیلی زد.))آنها به یک آبادی رسیدند و کنار برکه استراحت کردند.شخصی که سیلی خورده بود لغزید و در برکه افتاد و دوستش علت را پرسید و او پاسخ داد:(( خوبی ها را باید به یاد سپرد و بدی ها را باید فراموش کرد.))
معرکه یادت نره😉
فالوت کردم