در اصطلاح ادبی مجاز به لفظی گفته می شود که شاعر در کلام می آورد و معنای دیگری غیر از معنای اصلی و ظاهری آن را در نظر دارد و با بکار بردن قرینه ذهن مخاطب را از معنای ظاهری به معنای باطنی مورد نظر خود رهنمون می کند.
بنابراین، در مجاز لااقل باید دو معنا باشد که میان آنها «علاقه» و ارتباطی وجود دارد و گوینده کلام با آوردن «قرینه ای» در کلام خود، ذهن شنونده را از معنای حقیقی منصرف سازد و به معنای مجازی کلام برساند.
استعاره یک روش در فن بیان است به معنای به کاربردن یک واژه یا عبارت به جای عبارت دیگر بر اساس شباهت بین آنها. استعاره اهمیت بسیاری در شعر و ادب جهان دارد به طوری که شعر را کلامی مبتنی بر استعاره و اوصاف آن دانسته اند.
اولین بار استعاره به وسیلهٔ ارسطو به عنوان گونه ای از تشبیه تشریح شد، به واقع می توان گفت استعاره همان تشبیه است که مشبه یا مشبهٌ به آن حذف شده باشد.
برای مثال، «گریهٔ ابر بهاری» استعاره است که زیرساخت آن چنین جمله ای است: ابر بهار مانند انسان می گرید؛ از این زیرساخت مشبهٌ به حذف شده و تنها مشبه و ویژگی پایهٔ محذوف باقی مانده است.
مجاز: چنان چه واژه ای در معنی واقعی اش به کار نرود 'مجاز' است
چگونه مجاز و استعاره را از هم تشخیص دهیم ؟