روزی زن داداش وخواهر می روند خرید برای اینکه جلوی هم کم ندارند اگر هم آن چیز داشتن می خرید هم زن داداش به شوهرش می گفت پول بده می خواهم برم خرید خواهرش هم به شوهرش گفت پول بده هر دو کارت های خالی را دادن از کجا که تلب کار ها با همان کارت ها 200 میلیون ریختن آنها هم تاجایی توانستن خرید کردن و موجودی کارت را به صفر تومان رسوندن به این می گویند مصرف گرایی چون چیزی لازم نداشتن وخرید کردن