انقدر خوردم که دارم میترکم
انقدر وایسادم که زیر پام علف سبز شد
انقدر خوردم که دارم میترکم
خروشید و جوشید و برکند خاک زسمش زمین شد همه چاک چاک
راه آنقدر طولانی بود که احساس می کردم تمامی ندارد
معرکه یادت نره لطفا
انقدر منتظرت ماندم زیر پایم علف سبز شد
از سرش به اندازه یک رود خون می امد
او به اندازه رودی بزرگ بود
او جادوگر را تکیه تکیه کرد
خروشید و جوشید برکند خاک. ز سمش همه جهان شد چاک چاک
معرکه لطفا