در روزگاری انوشیروان از وزیرش بزرگمهر خواست نزد او برود انوشیروان گفت:ای وزیر ،همه چیزهایی که در دنیا هست را تو میدانی بزرگمهر خجالت زده شد و گفت :نه ای پادشاه ،من همه چیزا را نمیدانم. انوشیروان با تعجب گفت پس همه چیزا را چه کسی میداند؟بزرگمهر گفت :همه چیزا را آن کسی میداند که هنوز به دنیا نیامده است . (یعنی در دنیا کسی نیست که همه چیزا را بداند فقط آن کسی که همه چیز را میداند خداوند یکتا است)
من که اینجوری نوشتم اگه اشتباه نباشه معلم ما اصلا گوش نمیده