شرارتی مهارتی جنگی دعوایی دامن پلنگی خطخطی بچه صفدر آباد پرت به پرم بخوره پرپرت میکنم آخه پاپتی من عقده ایم کسافت قطرقطره جمع گردد وانگهی آشپز که دوتا شد فلفل ببین چه ریزه بشکن بریز تو آبگوشت های فردا شب سکینه خاتون همراه با شوهرش بچه میدزد و کلیه هایش را اگع تو شاعری من بچه شیرم عقب عقب نرو میخوری بکیرم🤬