سلام میشه نگارش صفحه ۷۰ حکایت رو برام بگین . ممنون

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

بفرمایید
روزی مردی به پیش طبیب رفت و به طبیب گفت شکم من درد میکند این درد را درمان کن درگیر تحمل این درد را ندارم طبیب گفت امروز غذا چه خورده ای مرد گفت نان سوخته طبیب به خدمتکار خود گفت برود و دارو چشم را بیاورد مرد گفت من شکم درد میکند داروی چشم را میخواهم چیکار طبیب گفت اگر چشمت درست کار میکرد نون سوخته نمی‌ خوردی معرکه بزن یادت نره
بفرمایید معرکه یادت نره

سوالات مشابه درس 5 نگارش نهم

ابولفضل مصطفوی · درس 5 نگارش نهم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم