آسمان می غرد،
ابرها گریه میکند،
باد میوزد،
من هم مانند ابرها گریه میخواهم،
گریه ای شدید و طولانی،
درخت ها میرقصند،با آهنگی که باد ساخته،
آسمان دوباره می غرد،قوی و با شهامت،
شروع شد،آسمان،نمیدانم به چه دلیلی گریه میکند،
من هم مانند آسمان،گریه میخواهم،
گریه ای طولانی،آنقدر که مانند آسمان خالی شوم.
آسمان راحت می گرید اما من نمیتوانم راحت گریه کنم.
آسمان گریه میکند و هیچ کس چیزی نمیگوید،
من که گریه کنم،میپرسند:(چرا گریه می کنی؟)
یعنی نمیتوانم گریه کنم که خالی شوم از دست عقده هایی که مانند غده ای م