درد دل به کس نگفتم، درد دل گفتن نداشت خنده بر لب می‌زنم، هرچند که خندیدن نداشت آنچه در سینه نهان بود، جز سکوت و انتظار حاصلی جز حسرت و آه، از این دوران نداشت 🤠

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

بغض خود را خوردم و در راه ماندم استوار گرچه راهم خسته بود و گل ز شادابی نداشت
راز دل با کس نگفتم راز من گفتن نداشت درد دل با دوست نگفتم درد من همدرد نداشت غم خود ،پنهان کنم غم من غمخوار نداشت گر توداری قدر بدان ای یار من سر به سنگ مینهم از دوریت تا که باز ایی به این ویران خانه ام
سلطان علی تو روغن عاشق و بی قرارهههه🥰
گفتم نمی‌گویم کسی نفهمد راز دل مرا خندیدم و گذشتم هرچند دل به خنده راه نداد در سینه‌ام غمی نهان بود سنگین‌تر ز هر سکوت جز آه و حسرتی مبهم نصیبی از زمانه‌ ام نداد...
درد من درد گفتن نبود،هرچند گوشِ شنواهم نبود پس ساختم با درد خویش،هرچند نزد به من چیزی جز نیش نیش مار بِه است از دردِ دل،حرف مرا فقط دانند اهلِ دل +مبتدی بود یکم ولی خبب😭😂.

سوالات مشابه

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم