چکیده:یک شکارچی کهدبا افکندن دانه و دام گروهی از کبوتران را به بند میکشد . رئیس کبوتران که مطوقه نام داره به یارانش میگه راه نجات و رهایی ما اتحاد و پرواز همگی باهم هست تا شکار نشیم . کبوتران از رهبر اطاعت کردن و رهبرشون اونارو نزد دوست موشش به نام زبرا برد تا بندشونو باز کنه
مفهوم کلی :لزوم اطاعت از رهبر / تلاش برای نجات دیگران / کسب تجربه از اتفاقات زندگی