سب کن آره یه دفعه به خانه مادر بزرگم رفته بودم از پله ها اوفتادم دندونم دیگه چی بگم اینجوری شد و در شهر ما یه مرد بود که در جاده یه لیسان سر کله اش را تلف کرده بود و حتی او را نمیشناختند
معرکه یادت نره
سلام من یک انگشت کم تر از همه دارم
بچه که بودم در 3 سالگی تو خونه آقا جونم رفتم
زردآلو بردارم که میله داربست افتاد روی انگشتم بعد
انگشتم آویزون شد بعد از سه بار بخیه کندنش