یک روز توی کلاس ششمم چون یکی از بچه هامون رو بردن دفتر اونقدر دختر خوبی بود کل ۳۳ نفر کلاس رفتن دفتر برای دفاع از اون کل کلاس برگشتیم توی کلاس بجز اون دختره و اونو دو ساعت نگه داشتن دفتر وقتی اومد روح و روان بهم ریخته بود و موقع زنگ خونه ها جیغ میکشید با اینکه قوی ترین بچه ی کلاس از نظر روانی بود مثل اینکه با اداره تماس گرفته بودن و از انظباتش کم کرده بودن و ناظم بیشعور هم بد جوری باهاش رفتار کرد دستش رو گرفت و تا دفتر کشوندش دفتر، دستش بد جور کبود شد انقد بد بود که ۳ روز نیومد مدرسه دوستاش نگرانش بودن و براش گریه میکردن و بقیه بغض، کلاس جو خیلی افتضاحی داشت چون محبوب ترین بچه ی کلاس بود دختری به نام ملیکا ...