baran

نگارش هفتم.

لطفاً انشا درباره ی فدا ماری بنویسید زو لطفاً معرکه میدم و امتیاز هم ولی لطفاً گوگلی نباشه زود لطفاً

جواب ها

جواب معرکه

Asal

نگارش هفتم

مقدمه: همه ما در طول زندگی آدم‌هایی را دیده‌ایم که وقتی به مشکلی می‌خوریم، بدون اینکه از آن‌ها بخواهیم، کنارمان هستند. گاهی یک دوست، گاهی معلم و یا حتی اعضای خانواده. فداکاری برای من یک کلمه بزرگ و پیچیده نیست؛ بلکه مثل یک چسب است که قلب آدم‌ها را به هم نزدیک می‌کند. فداکاری یعنی نادیده گرفتن «خود» برای آرامش «دیگری»؛ یعنی وقتی می‌توانیم خوشحال باشیم، شادی‌مان را با کسی که غمگین است تقسیم کنیم. بدنه: فداکاری همیشه به معنای کارهای خیلی بزرگ یا جان‌فشانی‌های عجیب در فیلم‌ها نیست. گاهی فداکاری در همین کارهای کوچکِ روزمره است. مثلاً وقتی دوستی تمام وقتش را می‌گذارد تا به من درسی را که یاد نگرفته‌ام یاد بدهد، یا وقتی مادرم با وجود خستگی، بهترین قسمت غذا را برای من می‌گذارد، این‌ها همان فداکاری‌های بی‌صدا هستند. در دنیای امروز که خیلی‌ها فقط به فکر موفقیت و راحتی خودشان هستند، کسی که فداکاری می‌کند، مثل یک ستاره در آسمان شب می‌درخشد. فداکار بودن یعنی داشتن قلبی بزرگ که فضای کافی برای دیگران دارد. وقتی ما فداکاری می‌کنیم، نه‌تنها باری از دوش کسی برمی‌داریم، بلکه به خودمان هم این یادآوری را می‌کنیم که ما انسانیم و برای کمک به هم خلق شده‌ایم. البته فداکاری به این معنا نیست که خودمان را فراموش کنیم یا به خودمان آسیب بزنیم؛ بلکه به این معنی است که یاد بگیریم گاهی دیگران هم به اندازه خودمان مهم هستند. نتیجه‌گیری: در نهایت، فداکاری مثل یک زنجیره است. وقتی من در حق کسی فداکاری می‌کنم، آن فرد هم یاد می‌گیرد که در آینده به کس دیگری کمک کند. این‌طوری دنیا جای قشنگ‌تری برای زندگی می‌شود. من فکر می‌کنم اگر هرکدام از ما فقط روزی یک کار کوچکِ فداکارانه انجام دهیم، دیگر هیچ‌کس تنها نمی‌ماند. فداکاری، امضایِ آدم‌های بزرگ روی صفحه زندگی است؛ آدم‌هایی که حتی اگر کسی هم آن‌ها را نبیند، خودشان می‌دانند که قلبشان چقدر مهربان است. معرکه و امتیاز یادت نره 😉

جواب معرکه

Mohi

نگارش هفتم

عنوان انشا: شعله‌ای در دل تاریکی؛ معنای حقیقی فداکاری در پهنه بیکران هستی، کلمات بسیاری برای توصیف بزرگی انسان‌ها وجود دارد؛ اما شاید هیچ واژه‌ای به اندازه «فداکاری» نمی‌تواند آن نقطه اوجِ شکوه و ایثار را به تصویر بکشد. فداکاری، تنها یک عمل ساده نیست؛ بلکه یک تصمیم است، تصمیمی که در آن انسان، «منِ» کوچک خود را در برابر «ما»ی بزرگ‌تر، یا در برابر حقی که می‌شناسد، فدا می‌کند. فداکاری، ریشه در ریشه‌های عمیقِ عشق دارد. همان‌طور که خورشید هر روز با تمام توان خود، از وجود خود می‌گذرد تا تاریکی را بشکافد و زندگی ببخشد، انسانِ فداکار نیز از آرامش، امنیت و گاه از هستی خود می‌گذرد تا نوری در مسیر دیگران روشن کند. او می‌داند که زندگی تنها به طول عمر نیست، بلکه به عمقِ معنایی است که در طول آن عمر رقم می‌زند. تاریخ و افسانه‌ها، پر از چهره‌هایی است که با فداکاری خود، مسیر تاریخ را تغییر دادند. کسانی که نه برای نام و آوازه، بلکه برای یک آرمان، یک باور یا برای نجات عزیزانشان، از خود گذشتند. این افراد، همان کسانی هستند که ثابت کردند قدرتِ ایثار، بسیار فراتر از قدرتِ تملک است. تملک یعنی انباشتنِ دارایی‌ها، اما فداکاری یعنی رها کردنِ دارایی‌ها برای رسیدن به والاترین ارزش‌ها. اما فداکاری همیشه در میدان‌های جنگ یا حوادث بزرگ نیست. گاهی فداکاری در سکوتِ یک مادر در میان سختی‌ها تجلی می‌یابد، یا در تلاشِ بی‌صدای معلمی که تمام عمر خود را وقف شکوفایی ذهن‌ها می‌کند، و یا در ایستادگیِ فردی که برای گفتنِ حقیقت، از راحتیِ خود می‌گذرد. فداکاری، یعنی ترجیح دادنِ «درست» بر «آسان». در نهایت، جهان بدون فداکاری، جهانی سرد و بی‌روح خواهد بود؛ جهانی که در آن هر کس تنها به فکر خود باشد. فداکاری است که پلی میان قلب‌ها می‌سازد و زنجیره‌ای از محبت و امید را در میان نسل‌ها برقرار می‌کند. ما با یادکردِ فداکاران، نه تنها به آن‌ها احترام می‌گذاریم، بلکه یاد می‌گیریم که چگونه می‌توانیم با وجودِ محدودیت‌هایمان، کمی فراتر از خودمان زندگی کنیم و اثری ماندگار از خود در این جهان بر جای بگذاریم.

جواب معرکه

ayda

نگارش هفتم

فداکاری را می توان یک کار خوب دانست. کاری که می تواند منجر به کمک کردن به دیگران یا نجات آن ها شود. همیشه فداکاری به معنی کارهای بزرگ و دور از ذهن نیست گاهی یک بخشیدن ساده می تواند فداکاری ما را نشان بدهد. شاید در روز با ادم های فداکار زیادی روبرو شویم و ساده از کنار آن ها رد شویم. پدران اما ساده ترین نمونه های فداکاری هستند. قطعا آن ها به عنوان فداکارترین شخص در زندگی همه ی ما مطرح می شوند. هر پدری از خود به نوعی خودگذشتگی و فداکاری را نشان میدهد. البته فداکاری به شیوه های مختلفی در بین مردم وجود دارد. از اصلی ترین مسائل در زندگی هر کدام از ما، فداکاری و خودگذشتگی است و شخصی که فداکار باشد یک برتری و جایگاه بالاتری را نسبت به دیگران خواهد داشت. وجود فداکاری در زندگی ما سبب بهبود روابط خانوادگی و اجتماعی می گردد و شاید بتوان برای هرکاری نیاز است که فداکاری های انجام شود. کافی ست نگاهی به شغل آتش نشان ها داشته باشید. آن ها از فداکارترین ادم ها هستند و حتی در انجام وظیفه هایشان فداکاری های زیادی می کنند و گاهی از جان شان نیز می گذرند فقط به خاطر اینکه دیگران را نجات بدهند. هیچ قیمتی را نمی توان برای فداکاری تعیین کرد. از دیگر فداکاری های بارزی که در کشور ما وجود داشته است شهیدهای بزرگ و بلند مرتبه مان است؛آن ها که برای نجات جان مردم شان و برای دفاع از میهن خود جانشان را از دست دادند. آیا می توان گفت به سادگی از کنار این نوع فداکاریها رد شد؟ نوع دیگری از فداکاری پدر یا مادرها هستند که تمامی طول عمرشان را با کار کردن سپری می کنند تا بتوانند شرایطی را فراهم کنند تا فرزندانشان در رفاه و آسایش سر کنند . آن ها تمامی تلاش شان را برای موفقیت فرزندان می کنند و شرایطی را به وجود می آورند تا فرزندانشان در بهترین مدارس و دانشگاه ها درس بخوانند و کمبودی از نظر امکانات نداشته باشند. ما هم باید فداکاری و گذشت را به خوبی در زندگی خودمان ایجاد کنیم و جز اصلی ترین کارهایمان قرار بدهیم. همیشه می توانید با فداکاری های که انجام می دهید به عنوان یک الگوی نمونه در ذهن افراد دیگر در زندگی باشید. به این داستان دقت کنید: شبی چند نفر از جوان مردان و درویشان نزد بوالحسن انطاکی جمع شده بودند. او فقط 2 یا 3 نان داشت که برای 5 مرد بسیار کم بود ولی او همه ی نان ها را پاره کرد و چراغها را نیز خاموش نمود و بر سر سفره نشستند تا نان بخورند. هر نفر از مهمانها دهانش را می جنبانید تا دیگری فکر کند که نان خورده است. زمانی که سفره را جمع کردند نانها دست نخورده باقی مانده بود و همه برای ایثار به دیگران غذایی نخورده بودند.

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن