باید درباره آن مهارت به دست آوریم.
در ساده ترین حالت نوشتن نقد کتاب یعنی دقیقتر خواندن کتاب. منتقد کتاب قبل از هرچیز یک خوانندهی دقیق است که کتاب را با داشتن چند سوال اولیه آغاز میکند. ما در این یادداشت از مقالههایی از «کتاب نقد و نقد کتاب» از انتشارات خانه کتاب استفاده کردیم. این کتاب مجموعه مقالهایست از منتقدان و افراد صاحب نظری که آثاری در زمینهی نقد دارند. این است نوشتن مراحل نقد
خواندن انتقادی کتاب و نوشتن نقد بر آن هم منتقد را دقیقتر میکند، هم در طول زمان معیاری به دست خواننده میدهد تا کتابهای بهتری بخواند و او را برای انتخاب کتاب بعدی حساستر میکند. هم سطح سلیقهی عمومی را بالاتر میبرد. کتابهایی مثل کتاب تفکر انتقادی از نشر نو میتوانند در پرورش نگاه انتقادی کمکمان کنند.
نوشتن نقد به شیوهای که در ادامه میگوییم سابقهی زیادی ندارد. کلمهی نقد به معنای جداکردن سره از ناسره است. سره به طلا و سکهای میگفتند که در آن ناخالصی نباشد. منظور قدما از نقد چیزی سنجیدن عیار آن بوده است. آنها مخصوصا به دستاول بون تالیفات و استفاده از فنون شعری و ادبی نویسنده یا شاعر اهمیت میدادند. سابقهی نقد به شیوهی امروزی با پدید آمدن نشریات و مجلهها همزمان است.تقریبا کمتر از یک قرن.