نه میدونی مه منیس بپرس ج هر چی سخت تر بهتر
ارع ه
ایسگا کردم بد سوتی دادم جلو دوست مامانم که گفت مزاحم نمیشم خونتون گفتم مراحم چیه بابا مزاحمین و ... گفت بیا مبالا گفتم قدمم رو چشمتون بیاین
و اینکه حالم بد بود بیمارستان با پسره درددل میکردم گف من از این خوشم میاد منم حلقه رو گرفتم از اون دادم به اونیکی خلاصه گفتم