درخت وارونه
پا در هواست، ریشههایش همچون تارهای نقرهای در ابرهای سفید فرو رفتهاند و شاخههای سنگینش بر زمین آویزان شدهاند. گویی جهان را به بازی گرفتهاست؛ نه آسمان را میشناسد، نه زمین را.
باد که میوزد، ریشههایش در آسمان تکان میخورند و برگهای زمردین شاخهها، خاک را نوازش میکنند. پرندگان لانههایشان را نه در بالای درخت، که در میان شاخههای زمینگیر بنا کردهاند. باران که میبارد، قطرات از ریشه به سمت شاخهها سرازیر میشوند، گویی درخت اشک میریزد.
کسی نمیداند چگونه رشد کرده است. شاید روزی بذری در باد رها شد و مسیرش را به سوی آسمان گم کرد. یا شاید زمین خسته شده بود و درخت، سرنگون شد تا دنیا را از زاویهای دیگر ببیند.
یا میتونی اینو بنویسی
تصور کنید درختی که ریشههایش به جای زمین، در آسمان است و شاخههایش روی زمین پهن شدهاند. مثل این است که درخت وارونه رشد کرده!
وقتی باد میوزد، ریشههایش در هوا تکان میخورند و برگهای ش روی زمین میلغزند. پرندهها هم لانههایشان را روی شاخههایی که روی زمین افتادهاند، میسازند.
این درخت عجیب و غریب به ما یادآوری میکند که همیشه چیزها آنطور که به نظر میرسند نیستند. شاید اگر گاهی چیزها را برعکس نگاه کنیم، زیباییهای جدیدی کشف کنیم!