زهرا نصری

فارسی هشتم. درس13 فارسی هشتم

یک انشا درباره یک روز زیبا بارانی بهاری

جواب ها

جواب معرکه

helii

فارسی هشتم

انشا: یک روز زیبا بارانی بهاری صبح با صدای آرام باران از خواب بیدار شدم؛ صدایی که انگار از دل طبیعت می‌آمد تا خبر بدهد بهار دوباره زنده شده است. قطره‌ها آرام روی شیشه می‌غلتیدند و هوا پر از بوی خاک نم‌خورده بود؛ بویی که تنها در روزهای بارانی بهاری می‌شود حسش کرد. وقتی از خانه بیرون رفتم، نسیم خنک بهاری صورتم را نوازش کرد و درخت‌ها با برگ‌های تازه و سبز، زیر باران برق می‌زدند. خیابان پر از چترهای رنگی شده بود و هرکس با قدم‌هایی آرام، از زیبایی هوا لذت می‌برد. پرندگان نیز زیر لابه‌لای شاخه‌ها پنهان شده بودند و هرازگاهی صدای خوش‌آهنگشان شنیده می‌شد. باران شدت زیادی نداشت، مثل یک آهنگ ملایم بود که همه‌چیز را تازه‌تر و آرام‌تر می‌کرد. احساس می‌کردم دنیا شسته شده و همه‌جا درخشان‌تر از قبل است. آن روز فهمیدم که زیبایی بهار فقط در شکوفه‌ها نیست، بلکه در همین باران‌های آرام و دلنشینی است که به زندگی دوباره رنگ می‌دهند. معرکه یادت نره🎀

سوالات مشابه درس13 فارسی هشتم

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن