درکدام گزینه محضر دقیقا به معنای این کلمه در عبارت زیر به کار رفته است؟
(آرام از کوچه ها میگذشت و خود را به محضر درس استاد می رساند)
۱.خروشید و برجست لرزان زجای/بدرید و بسپرد محضر به پای
۲.پیران قبیله نیزیک سر/بستند برآن مراد محضر
۳.گاه براند به نیم همچو کبوتر ز وطن/ گاه به صد لابه مرا خواند تا محضر خود
۴.یکی محضر اکنون بباید نبشت/که جز تخم نیکی سپهبد نکشت
بچه ها کمکک