نثر یعنی همون نوشتههای معمولی و آزادی که ما تو روزمره باهاش سر و کار داریم. یعنی وقتی میخوای یه چیزی رو بنویسی یا تعریف کنی، مجبور نیستی حتماً قافیه و وزن و ردیف داشته باشی؛ فقط کافیه که جملات درست کنی و معنی برسونه. مثل وقتی که یه نامه مینویسی، یه درس تو کتاب میخونی، یا یه خبر تو روزنامه میخونی. تو نثر، کلمات هر جوری که درست باشه کنار هم چیده میشن تا یه مطلب کامل رو بیان کنن، بدون اینکه اون قیافه آهنگین و موزیکالِ شعر رو داشته باشن. راحت و بیپیرایهست و هدفش فقط رسوندن پیامه، نه قشنگ کردنِ صداها.
نظم همون شعره، ولی وقتی میخوایم دقیق و بلند تعریفش کنیم باید بگیم یه نوع گفتار و نوشتارِ موزیکال و وزنداره. یعنی تو نظم، کلمات طوری انتخاب و کنار هم چیده میشن که یه آهنگ و ریتمِ خاصِ ثابت ایجاد بشه؛ اونقدر منظم که انگار با ساز زده شده. تو نظم، نه تنها معنی کلمات مهمه، بلکه صدای کلمات، تعداد هجاها و قافیهها هم خیلی مهم ان تا اون اثرِ دلنشین و خوشآهنگ ایجاد بشه. مثل وقتی که یه ترانه میشنوی یا یه شعر کلاسیک میخونی که ذوق آدم رو برمیانگیزه و تو ذهن میمونه، چون یه ساختارِ ریاضیوار و موسیقی داره که نثرِ معمولی اون رو نداره.
خلاصه(نظم شعر و نثر متن)