به نام خداوندِ جان و خرد
که از اوست هر نیک و بد در سُپرد
خداوندِ خورشید و ماه و سپهر
که بخشد به مردان دلِ پرمهر
ز منصور برآمد یکی شیرزاد
فضیل است نامش، دلیر و نژاد
به کوه و به دشت، همه یاد اوست
که آوازهاش تا به گردون بشوست
چو آذر به میدان، چو دریا به جنگ
به دشمن نداد او دل و جان به تنگ
نه هرگز به ظلم، سر فرود آورد
نه در بندِ خصم، جان سپرد آورد
به باشت و به باوی، همه نام اوست
که در دفترِ تاریخ بنیاد اوست
چو طوفان خروشان، چو کوه استوار
به شمشیر و خنجر، کند کار