سلوم امروز کلاسمون ۵ تا ۷ بود اما تا ۷ تا ۷ و ۴۰ دقیقه ادامهدادیم🎀😐
معلممون گفت نظرتون چیه کلاسمون ۸ تا ۱۰ صب باشه😐🎀
قبول کردن بچه ها🫤🗿
اخه من ۸ صب بیدار نمیشم🥱
🌸🌈هعی چیکار کنیم دیگه سرنوشته🫤
امم خیلی دارم داستان تعریف میکنم😐🎀
وایسا ادامشم بنویسم بعد اومدم چای با های بای خودم بعد باقالی
بعد اومدم الان دارم داستان برات تعریف میکنم
قرار بود که امروز معلمم بپرسه که بخاطر تایم کم که کلاس مجازی داشتیم فقط از ۳ نفر پرسید بعضی اوقات هم میومدم پرسان🤧
به قول یکی فکنم ریحانه یا تو بودی...
به پرسان اعتیاد پیدا کردم 🤐
اممم داستان امروزم اینجوری بود دیگه....
حالا بریم داستان دیروزمو تعریف کنم
دیروزم بلند شدم
رفتم پرسان🫤
رفتم پرسان🫤
رفتم پرسان
رفتم پرسان
رفتم پرسان...
هیچی دیگه اخر تایمی که داشتم رفتم تکلیفمو بنویسم🤦♀️
امم بعدم معلممون گفت باید دنجر رو درست کنیم🤣🐥
عکساش سم بوده دیگه نفرستم بهتره😐🎀
بعدش یکم علوم خوندم و...
بعدش رفتم بخوابم
ساعت ۷ بیدار شدم
تا ساعت ۵ علوم خوندم
وسطاشم میرفتم پرسان😐🎀
امم ادامه داستانم برو پیامای بالامو بخون....