باز سبز است جهانم با تو
باز گرم است کلامم با تو
با تو من تلخ ترین شیرینم
با تو هر ثانیه را عشق به جان میگیرم
با تو در بهبهه ی تلخ زمان
عشق در غوطه ی جان میچکد از لحن زبان
با تو این عالمیان ذوق جهان میگیرند
با تو در من همه ی دلهره ها میمیرند
با تو ما را همه خرسندو مبارک گویند
و همه نام مرا با تو به لب می گویند
و چه شیرین سخنی خوب ترین حال زمان
که دلم با سخنت می دهد از دست عنان
باز جانم به سخن میگوید
چه مبارک سخنی نزد شما باز سخن می گوید...
اینو خودم نوشتم نمیدونم به دردت میخوره یا نه