ترجمهٔ فارسی جملات عربی:
---
الف) إشترى أبي عباءة لأختى من السوق.
پدرم یک عبا برای خواهرم از بازار خرید.
---
ب) كانت الأسمك خزيات لأن السُمكَة القبيحة وقَعَت في الشّبكة.
ماهیها غمگین/شرمنده بودند چون ماهی زشت در تور افتاده بود.
(واژهٔ «خزيات» از «خزی، یخزی» به معنی شرمنده و اندوهگین شدن است.)
---
ج) صديقي ما سمع صوت الباب.
دوستِ من صدای در را نشنید.
---
د) بستان السيّد زارعي مملوء بالأشجار.
باغ آقای زارعی پر از درختان است.
---
امتیاز، معرکه، فالو یادت نره.
اگه سوالی داشتی به من بگو.