مادر سبز من،
ای نفس زمین، ای ضربان رودها،
ای لالایی باران بر شانهی برگها…
از تو مینویسم، از تو که هر صبح
خورشید را چون چراغی مهربان
بر سقف جهان روشن میکنی.
مادر،
شرمنده ام اگر زخم بر تنت نشاندیم،
اگر جنگلهایت را به سکوت کشاندیم،
اگر آسمانت را از آبیِ پاکش ربودیم
و رودهایت را از آوازشان خالی کردیم.
اما هنوز دلم به مهربانیات گرم است،
به شکوفههایی که بیکینه میشکفند،
به بارانی که حتی بر زمینهای خسته
باز هم عاشقانه میبارد.
قول میدهم
با دستهایی مهربانتر لمسَت کنم،
با قلبی مسئولتر دوستت بدارم،
و جهان را همانگونه که به ما سپردی،
سبز، زنده و پرامید نگه دارم.
دوستت دارم،
ای مادر همیشهبخشندهی من 🌿✨