انشا درباره اتوبوس شلوغ: آغازین: در روزهای کاری، اتوبوس شلوغ به عنوان یک زندگی دیگر در شهر به شمار میرود. هر روز، این وسیله نقلیه پر از زندگی است، افرادی که با هم در یک فضا به نام 'اتوبوس' جمع میشوند، اما هیچ کس با هم گفتگو نمیکند. هر کس به خودش فکر میکند و از هم فاصله میگیرد، مانند یک گروه از انسانهای فاصلهگذار.
میانی: اتوبوس شلوغ مانند یک کتاب زندگی است که هر صفحهی آن پر از داستانهای غمانگیز و شاد است. در آن، یک مادر با کودک خود به سراغ کار خود میرود، یک دانشجو با کتاب خود در دستانش به سراغ جلسه است، و یک کارمند با چهره خسته به سراغ منزل میرود. همه در آن فضا هستند، اما هیچ کس با هم ارتباط ندارد. این اتوبوس، یک نماد از انسانهایی است که در جهانی بزرگ و شلوغ زندگی میکنند، اما در دل خود به تنهایی باقی میمانند.
پایانی: در پایان این سفر، اتوبوس شلوغ به سراغ میدان میرسد و افراد با هم در یک فضا جمع میشوند، اما هیچ کس با هم گفتگو نمیکند. این اتوبوس، یک نماد از زندگی شهری است، که شلوغی، فاصله و ارتباطات ناکافی را به هم میپیوندد. در این فضا، هر کس به خودش فکر میکند، و این اتوبوس، یک نماد از زندگی در شهر است که همیشه شلوغ است، اما هیچ کس به آن فکر نمیکند.