اینک من دیگر بزرگ شده ام حالا معنی دغدغه و حسرت را بهتر میفهمم که کاش نمیفهمیدم برای خودم قابل باور نیست که به مقام بزرگی رسیدم و تمامی غم ها شادی هایش مرا در بر گرفته اند اما برای اینکه. در نظر مردمان کودکی شاد نباشم سعی میکنم آنها را قانع کنم که من بزرگ شدم اینکار م برای خودم هم بی معنی است اما برای نشان دادن اهمیت غم و دغدغه. هایم لازم است برای کاسته شدن از اضطراب بیهوده ای که در بدنم میچرخد از خودم و همه ی افراد میخواهم باور نکنند که من بزرگ شده ام و مرا به گودال سیاهی که روز به روز در آن بیشتر غرق میشوم رهایم نکنند