حتماً 🤍
این یه متن کوتاه بر اساس همون «لبخندِ محضِ محض»:
---
امروز بعد از مدتها برگشتم.
همان کلاس، همان دیوارها، همان نورِ آرامِ عصر.
بیفکر رفتم و روی همان صندلی نشستم…
صندلیِ تو.
نه بغضی بود، نه دلتنگیِ سنگین.
فقط یک لبخند.
یک لبخندِ خالص،
از جنسِ خاطرههایی که دیگر درد ندارند.
فهمیدم بعضی آدمها
نمیمانند،
اما ردِ بودنشان
به شکلِ لبخند
در ما میماند.
و امروز
من با گذشتهام
آشتی
خاطرات کلاس زبان