یکی معنی درس هشت ص59 بگه اون خارکش پیری رو میگم

جواب ها

جواب معرکه

کیانا

فارسی هشتم

بفرما 👇🏻
mona

فارسی هشتم

بزن تو گوگل یا پادرس

جواب معرکه

مرصاد

فارسی هشتم

بفرما کپی کردم برات خارکش پیری با دلق درشت *** پشته‌ای خار همی برد به پشت شخص پیری لباس پشمی خشنی پوشیده بود و کوله باری از خار را با خود حمل می‌کرد. لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت *** هر قدم دانه شکری می‌کاشت پیرمرد هنگام قدم برداشتن می‌لنگید و با هر قدمی که برمی‌داشت، شکر خدا را بر زبان می‌آورد. کای فرازنده این چرخ بلند *** و ای نوازنده دل‌های نژند می‌گفت: ای کسی که آسمان را برافراشتی و ای کسی که موسیقی دل‌های افسرده‌ای (به دل‌های افسرده تسکین می‌دهی) کنم از جیب نظر تا دامن *** چه عزیزی که نکردی با من من به سر تا پایم نگاه می‌کنم و میبینم تو چقدر من را عزیز کرده‌ای. در دولت به رخم بگشادی *** تاج عزت به سرم بنهادی در خوشبختی را به رویم باز کردی و مرا عزتمند کردی. حد من نیست ثنایت گفتن *** گوهر شکر عطایت سفتن من در حدی نیستم که تو را ستایش کنم و نمی‌توانم آن‌گونه که شایسته‌ است شکرگزار تو باشم. نوجوانی به جوانی مغرور *** رخش پندار همی راند ز دور در آن هنگام نوجوانی که بسیار مغرور بود از دور آمد آمد آن شکرگزاریش به گوش *** گفت کای پیر خرف گشته، خموش شکرگزاری پیرمرد را شنید و گفت: ای پیر کم عقل، ساکت شو خار بر پشت، زنی زین سان گام *** دولتت چیست؟ عزیزیت کدام؟ تو خار بر پشت داری و این‌گونه، لنگ لنگان، راه می‌روی، دولت و خوشبختی‌ات چیست؟ بزرگی و عزتت کجاست؟ عزت از خواری نشناخته‌ای *** عمر در خار کشی باخته‌ای تو عمرت را در خارکشی تلف کرده‌ای و به همین دلیل است که فرق عزت و ذلت را نمی‌فهمی. پیر گفتا که چه عزت زین به؟ *** که نی‌ام در بر تو بالین نه پیرمرد گفت: چه عزتی بهتر از این که محتاج آدمی مثل تو نیستم؟ کای فلان چاشت بده یا شامم *** نان و آبی که خورم و آشامم که ای فلانی به من صبحانه و شام بده. یا نانی بده که بخورم و آبی بده که بنوشم. شکر گویم که مرا خوار نساخت *** به خسی چون تو گرفتار نساخت خدا را شکر می‌کنم که مرا ذلیل نکرد و گرفتار آدم پستی مثل تو نشدم. داد با این همه افتادگی‌ام *** عز آزادی و آزادگی‌ام با وجود فقر و نداری، خداوند به من عزت و آزادگی داده است.

سوالات مشابه

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام