**انشا دربارهی جنگنده (با طعم طنز)**
معلم عزیز ما فرمودند که دربارهی «جنگنده» انشا بنویسیم. من هم اول فکر کردم منظورشان شاگردهای جنگندهی کلاس است؛ همانهایی که برای گرفتن نیمکت کنار پنجره حاضرند با سه نسل قبل از خودشان هم بجنگند. اما بعد فهمیدم نه، منظورشان آن پرندههای آهنی است که اگر یک لحظه روی ما سایه بیندازند، ضربان قلبمان از صفر تا صد میرسد.
جنگنده یک وسیلهی بسیار شیک و پر سر و صداست که به محض روشن شدن موتورش، کل همسایهها میفهمند «یه چیزی بلند شده که دیگه پایین نمیاد!» تفاوت جنگنده با هواپیمای معمولی این است که هواپیمای معمولی مردم را میبرد سفر، ولی جنگنده مردم را میبرد سکته.
از نظر علمی، جنگنده وسیلهای است که با سرعت زیاد میرود، با دقت زیاد میزند، و با بنزین بسیار زیاد جیب دولت را خالی میکند. البته خلبانان آن بسیار شجاعاند؛ چون اگر من بودم همان لحظهی روشن شدن موتور، درِ کابین را باز میکردم و میرفتم خانه پیش خانوادهام!
یکی از ویژگیهای مثبت جنگنده این است که اگر بالای شهر پرواز کند، تمام بچههای مدرسه با خوشحالی میگویند: «پوووف! دیدی رد شد؟!» اما ویژگی منفیاش این است که تا پنج دقیقه بعد هیچکس نمیشنود چه میگویی و باید مثل آدمهای فیلم صامت با اشاره حرف بزنی.
در پایان نتیجه میگیریم که جنگنده خیلی هم چیز خوبی است؛ فقط خدا کند هیچ وقت به سمت ما جنگنده نشود. ما همین فنکوئل مدرسهمان هم وقتی روشن میشود صدای جت میدهد، کافی است!
معرکه لطفاً خیلی براش زحمت کشیدم🥹