یکی برام خلاصه درس دیورکیک رو بفرسته به خدا معرکه میدم

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

لطفا معرکه بده
دیوی ترسناک در سرزمینی دور زندگی می کرد در نزدیکی خانه دیو دختری نابینا زندگی میکرد که شیرینی پز و شیرینی فروش بود. بوی کلوچه ها دیو را به سمت کلوچه پزی کشاند. دیو سعی کرد که دخت را بترساند تا کلوچه های آن را بگیرد اما چون دختر نابینا بود عصبانیت دیو را ندید و فریاد بلندی کشید. دیو فریاد بلند تری کشید و یکی از دندان هایش کنده شد و در ظرفی فلزی جلوی دختر افتاد دختر فکر کرد که به او سکه ای فلزی داده پس یک کلوچه به دیو داد دیو دندان های دیگرش را هم به دختر داد و همه کلوچه ها را خورد. دخترک خوشحال شد. ظرف از دستش افتاد و دندان ها روی زمین ریخت وقتی خواست دندان ها را جمع کند دیو متوجه نابینایی او شد. دیو ناراحت شد و دلش به رحم آماد با توانایی که داشت دو چشم به دخترک داد دختر بینا شد ولی وقتی دیو را دید ترسید اما بعد از آن با او دوست شد.
بفرما معرکه یادت نره 🙃

سوالات مشابه بخش سوم تفکر و سبک زندگی هشتم

احسان رنجبر · بخش سوم تفکر و سبک زندگی هشتم
آیلا عبدالهی · بخش سوم تفکر و سبک زندگی هشتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم