حسن تعلیل: یعنی اینکه برای یه چیزی دلیلی غیر واقعی و هنری بیاری
مثلا در درس دماوند میگه :
تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر چهر دلبند
اینجا حسن تعلیل داره ، میگه که دلیل بلندی دماوند اینه که انسان ها اون رو نبینن
سجع :
سجع سه نوع داره
سجع متوازی : وقتی کلمات هم در وزن و هم در پایان کلمات اشتراک دارن
مثل: مال و سال
سجع متوازن : وقتی کلمات فقط در وزن باهم اشتراک دارن
مثل: عمر و مال
سجع مطرف : وقتی کلمات فقط در حرف پایانی اشتراک دارند
مثل: جواز و جهاز
سلام
خب خیلی خلاصه بخوایم بگیم سجع در واقع حکم قافیه رو در نثر داره1.پایان 2 جمله میان
2.از نظر صامت یا مصوت پایانی وزن هر دو کلمه یکسان باشه.مثال:1.از او صفت میزاید و از من این صورت می آید.می زاید و می آید سجع دارند.2.شیخ بفرمود تا آن روز موشی بگرفتند و در حقه کردند.بگرفتند و کردند سجع دارند. انواع سجع
سجع مطرف: هرگاه فقط حرف آخر دو جمله یکسان باشد، این نوع سجع را «سجع مطرف» گویند. مانند (دست، شکست) و (راز، نواز)
سجع متوازن: تنها وزن آنها یکی است و حروف آنها یکی نیست. ...
سجع متوازی: هر گاه کلمات هموزنی آورده شوند که واج پایانی آنها نیز یکی باشد؛ «سجع متوازی» وجود دارد
خب بریم سراغ حسن تعبیر:در اصطلاح ادبی، حسن تعلیل یعنی شاعر برای قانع کردن خواننده از دلایل خیالانگیز و شاعرانه، اما غیر واقعی استفاده میکند. در واقع همینکه علت یک رویداد بیمنطق و غیرواقعی باشد، حسن تعلیل بهوجود میآید.مثال:
درفشان لاله در وی چون چراغی
ولی از دود او بر جانش داغی
علت سیاهی درون لاله، دودی است که از چراغ ایجاد شده؛ که کاملاً غیرحقیقی است
وقتی علت یک رویداد بیمنطق و غیرواقعی باشه حسن تعلیل بهوجود میاد.
درین بیت علت خمیدگی شاخههای بید مجنون رو خجالت از نداشتن میوه و محصول بیان کرده در صورتی که این دلیل غیر واقعیه اما به صورت زیبایی شاعرانه شده و در ذهن خواننده قابل باور و زیباس
____________________________________________
سجع هم سه نوعه
متوازی/مطرف/متوازن.
سجع متوازی: کلمات در وزن و حرف رَوی هر دو مطابق باشن مثل کار وبار
سجع مُطَرَف : کلمات در حرف رَوی یکین ولی در وزن مختلف باشن مثل کار وشکار
آرایه سجع متوازن: کلمات قرینه در وزن متفّق ولی در حرف رَوی مختلف باشن مثل کام و کار